محل تبلیغات شما



مدل براس وستلی و مالکم مک لین

- مدلی است که تفاوت بین ارتباط جمعی با ارتباط میان فردی را بررسی می کند.

- تفاوت عمده بین این دو را اینگونه توضیح می دهند:

1- ارتباطات چهره به چهره در بر گیرنده بارهای عاطفی و احساسی بیشتری است.

2- در ارتباطات چهره به چهره ،باز خورد به صورت سریع روی می دهد.

3- در ارتباط چهره به چهره بین A و B یک نوع نظارت متقاطع انجام می شود. سهم این نظارت متقاطع برایA بیشتر ازB است.بین فرد Aو X با فرد B یک رابطه منظم وجود دارد.X در واقع می تواند یک موضوع آشنا از دیدگاه B باشد.جهان تلفیقی از X هاست و این X ها ممکن است شامل X های فرد A نیز باشند.B در حوزه حسی خود X های بالقوه نا محدودی دارد.و از میان X ها آنهایی را نتخاب می کند که به حداکثر خشنودی و رضایت منتج شود.

مساله مهم این است که این Xها یا پیامها،ویژگی های یک محرک را دارند و مثل هر محرکی ،به دنبال پاسخی ظهور خواهد کرد.

مثال: فرض کنید فرد B دارد از پنجره خانه اش بیرون را نگاه می کند ناگهان شعله هایی از آتش را در خانه همسایه می بیند.در این لحظه فرد B بر اساس X هایی که در واقع بدون A به او رسیده است باید پاسخ دهد و در آن وضعیت کاری بکند.

مدل وستلی و مک لین

در این وضعیت به نقش دیگری احتیاج پیدا می شود که C نامیده می شود.این فرد C کسی است که در اوضاعی که تماس و مرتبط شدن از طرق دیگر برای B غیر ممکن است از او استفاده می کند.وجود فرد C سبب می شود که فرد B برای دستیابی به آن خشنودی و حل آن مسائل که مکررا” به آن اشاره شد از یک محیط گسترده تر استفاده کند.در واقع اثر افزایش نقشC ،گستردگی محیط برای B است.

- بر اساس این مدل این پیام ها به دو صورت پیام مفید و غیر مفید تقسیم می شوند:

- پیام مفید: پیامی است که با این هدف از سویA منشا گرفته که ادراک B را از یک X تقویت کند.

- پیام غیر مفید: پیامی است که به B منتقل می شود(چه مستقیم و چه به وسیله یک C ) بدون قصد و منظوری برای تحت تاثیر قرار دادن B از سوی ارتباط گر.


مدل ارتباطی گربنر

این مدل نخستین بار در سال 1956 مطرح شد. ویژگی این مدل آن است که می تواند گونه های مختلف شرایط ارتباطی را توصیف کند. این مدل برای توصیف یک فراگرد ساده مثل پیام و رویدادهای مربوط به آن قابل استفاده است و می تواند پاسخهایی درباره طبیعت و اثر متقابل شناخت و ادراک از یک سو و تولید پیام از سوی دیگر عرضه کند.این مدل،هم برای پیام های کلامی و هم انواع پیامهای تصویری و گرافیکی قابل استفاده است.

مدل گرینبر سوالهای لاسول را بصورت زیر توسعه می دهدو مطرح می کند:

1- یک شخص / 2- یک رویداد را درک می کند، / 3- وبه آن واکنش نشان می دهد، / 4- در یک شرایط و موقعیت خاص، / 5- به خاطر مقاصد و هدفهایی، / 6- توسط امکاناتی که در دسترس دارد، / 7- به شکل و فرمی خاص، / 8- و زمینه ای ویژه / 9- برای انتقال محتوا، / 10- با نتایجی.

این مدل در سطوح مختلف مفید است و نشان می دهد که فراگرد ارتباط انسانی،یک فراگرد ذهنی ،انتخابی،متنوع و متغیر و غیر قابل پیش بینی است.در واقع سیستم ارتباط انسانی یک سیستم باز است.


  سبک رهبری خودکامه و یا  Autocratic Leadership

رهبری خودکامه معمولاً به ‌ندرت می تواند موثر واقع شود. رهبری مستبدانه و یا همان رهبری خودکامه، مع رهبری دموکراتیک می‌باشد. در این نوع سبک رهبری، رهبر تصمیمات را بدون اینکه نظرات سایرین و یا گزارش‌های آن‌ها را در نظر بگیرد اتخاذ می‌کند. کارمندان از یک مسیر از قبل تعیین شده عبور می‌کنند و تصمیمات آن‌ها و توانایی‌هایشان نقش چندانی در ادامه روند شرکت ایفا نمی‌کند. کسی از آن‌ها می نمی‌گیرد؛ تنها از آن‌ها انتظار می‌رود در یک زمان و سرعت تعیین شده که توسط رهبر معین شده است، فعالیت کنند. صادقانه به ‌شما بگوییم، این سبک رهبری خفه، در اکثر سازمان‌های امروزی منسوخ شده است و اگر شرکتی هنوز هم از این فرهنگ سلطه‌گری استفاده می‌کند، از دست دادن کارمندهای آن شرکت اجتناب ناپذیر خواهد بود. پیشنهاد ما به‌ شما این است که اگر به ‌عنوان یک رهبری مستبد در حال فعالیت هستید، هرچه سریع‌تر روش‌های عاقلانه را به‌ سیستم رهبری خود تزریق کرده و سعی کنید از دیدگاه بقیه اعضای تیم شرکت خود استفاده‌ی مستمر کنید


  سبک رهبری عملیاتی و یا Transactional Leadership

سبک رهبری عملیاتی از جمله سبک‌های رهبری گاهی موثر به ‌حساب می آید. روش رهبری عملیاتی امروزه نسبتاً در میان شرکت‌های مختلف رایج شده است. در این روش مدیران و رهبران سعی می‌کنند به‌ کارمندانی که وظایف خود را انجام می‌دهند پاداش بدهند. برای مثال تیم‌های بازاریابی برنامه ریزی شده‌ جوایزی را برای کمک به‌تولید یک تعداد مشخص از محصول‌ها، در پایان هر سه ماه دریافت می‌کنند. به‌سبک رهبری عملیاتی رهبری معامله‌ای هم می‌گویند. رهبری عملیاتی به‌ایجاد نقش و مسئولیت برای هر کارمند کمک می‌کند، پاداش می‌تواند انگیزه‌ی خوبی برای بهبود روابط فردی در کار منجر شود؛ همچنین می‌تواند کارمندان را به‌گونه‌ای تربیت کند که آنها حداقل کار خود را در حیطه‌ی توانایی‌هایشان انجام دهند. این یعنی این‌که هر کارمند می‌داند که چه مقدار کار یا تلاش لازم است تا بتواند به‌ جایزه و پاداش مورد نظر دسترسی پیدا کند. این نوع از سبک رهبری می‌تواند برنامه‌های انگیزشی را برای بالا بردن سطح انگیزه در میان کارمندان ارائه کند. اما به‌ یاد داشته باشید همیشه این نوع از برنامه‌ها باید متمرکز و همسو با اهداف شرکت شما باشند


 سبک رهبری بوروکراتیک و یا رهبری اداری و یا Bureaucratic Leadership

سبک رهبری بوروکراتیک یکی از سبک‌های رهبری است که می‌تواند به ‌ندرت تاثیرگذار باشد. رهبران بوروکراتیک با روش‌های کتابی پیش می‌روند. این نوع از رهبری می‌تواند در نقطه‌ی مقابل رهبری استبدادی قرار بگیرد که بیشتر مورد توجه و علاقه‌مندی کارمندان واقع می‌شود. اما در این نوع از روش‌های رهبری، در صورت بروز یک مشکل با شیوه‌های ابداعی کارمندان جدید خود مخالفت می‌کند چرا که او پایبند به شیوه‌های قدیمی موجود در کتاب است. ممکن است  کارکنان شرکتی که با این سبک رهبری پیش می‌رود به‌ مانند کارکنان شرکتی که تحت کنترل رهبری خودکامه کار می‌کنند احساس محدودیت نکنند، اما هنوز هم در این نوع سبک رهبری آزادی عمل کمی در چگونگی ایفای نقش کارمندان وجود دارد. این نوع از رهبری هم مانند رهبری خودکامه می‌تواند خیلی زود نوآوری موجود در کارمندان را خنثی کند و قطعاً برای شرکت‌هایی که اهداف بلند پروازانه برای رشد سریع خود دارند توصیه نمی‌شود.

در آخر ما به ‌شما توصیه می‌کنیم برای ارزیابی سبک رهبری خود ترکیبی از سبک‌های رهبری فوق را با توجه به ‌صنعت، شغل و اهداف شرکت خود انتخاب کنید. با توجه به ‌نظریات کارآفرینان بسیار موفق، ترکیبی از سبک‌های رهبری می‌تواند منطق عمل شما را بالا ببرد. با استفاده از این منطق شما می‌توانید ارزیابی کنید که چگونه محیط اطراف خود را تفسیر کنید و واکنش‌های کارمندان خود را در جهت پیشرفت و ایمنی شبکه شغلی خود به ‌چالش بکشید. حتی اگر شما یک رهبر فردگرا هم باشید باید بتوانید با روش‌های خود آگاهانه و خلاق در درجه‌ی اول اقدامات خود را در جهت توسعه‌ی شرکت خود و همین‌طور خلاقیت‌های فردی و اعتماد به ‌نفس بالای کارمندان‌تان برنامه‌ریزی کنید. یک رهبر خوب همیشه می‌تواند به ‌شهود خود در فرآیندهای سازمانی اعتماد کنند، همین‌طور قادر است با سایر اعضای تیمش به‌ راحتی ارتباط برقرار کند و به ‌همین ترتیب بتوانند ایده‌های آن‌ها را درک کند و از آن‌ها استفاده کند.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

آموزش مطالب جغرافیایی alone_time